سهیلا کاویانی سربلندمان کرد.

سهیلا کاویانی، مدیر موفق مون رتبه ش شده بیست و چهار هنر!

از همینجا بهش تبریک میگیم :)

سلام به همه برسد....

   خوشحالم امروز، نه برای خودم، نه برای شما، که برای همه باغچه خوشحالم. از تمام کسانی که به من لطف داشته اند و برای مدت کوتاهی به من اعتماد کرده اند سپاس گزارم. امیدوارم بتوانیم فرهنگ داستان نوشتن، داستان خواندن، فقد داستان و از همه مهمتر انسانیت را اینجا به هم یادآوری کنیم. همگی باهم.

   چند روز طول میکشه. من باید چند نفر رو برای هیت مدیره انتخاب کنم. تا هماهنگی، کمی طول میکشه. فکر کنم همینطوری که مشارکت خوبی شد توی رای گیری، توی داستان بچه ها هم مشارکت بشه، دیگه باغچیه چیزی از خدا نمی خواد :) !

   امیدوارم بتونم مدیر خوبی باشم بچه ها. منتظر انتقاداتون هستم. :)

وحید پورافتخاری دوم مرداد سال نود و یک

اعلام مدیریت جدید

وحید پور افتخاری  با رای اکثریت  به عنوان مدیر جدید انتخاب شد .
با عرض تبریک از طرف تمامی اعضا٬  امیدوارم که در کارش موفق باشد .

استعفا !

فکر می کردم ، یعنی آن اولش فکر می کردم می توانم مدیر خوبی برای باغچه باشم . می توانم اینجا را کلی عوض کنم و به خودم و به شما کمک کنم که نویسنده های بهتری باشیم . راستش را بخواهید حالا این حس را ندارم .
برای همین هم فکر می کنم بهتر باشد مسئولیت اینجا را کسی قبول کند ، که مثل همان اول های خودم کلی شوق و ذوق داشته باشد برای اینجا . من مدیر خوبی برای اینجا نیستم با دلایلی که برای خودم دارم . 

 اگر از بعضی ها خواستم داستان بگذارند و اصرار کردم ، اگر شورا تشکیل دادم و داستانی رد شد و بعضی ها دلخور شدند همه و همه برای این بود که فکر می کردم کار درست را انجام می دهم و می شود و می توانم باغچه را تبدیل به یک کارگروه فعال کنم . اشتباه کردم و معذرت می خواهم ...
از اعضای شورای صبورم که در این مدت کمکم کردند ممنونم . ممنونم که غرغرهایم را تحمل می کردند داستان ها را می خواندند ، ممنونم که وقت می گذاشتند و ممنونم که بودند !
از همه ی اعضای باغچه تشکر می کنم و معذرت می خواهم اگر کسی از من رنجیده شده است . - بخصوص از کسانی که داستان هایشان به هر دلیلی رد شد -

و با آرزوی روزهای خوب برای باغچه :)
سهیلا کاویانی

با هم بخوانیم در فضای باز

 

به مناسبت هفته کتاب ، فرهنگسرای فردوس اقدام به برگزاری اردوی فرهنگی با هم بخوانیم در فضای باز کرده است . این اردو پنج شنبه ۱۹ آبان از ساعت ۹ صبح الی ۱۲ ظهر برگزار می شود . مبدا حرکت فرهنگسرای فردوس است .

کسانی که علاقه به شرکت کردن در اردو دارند باید تا فردا ظهر ( یک شنبه ) اسم و کد ملی خود را به تلفن کتابخانه فردوس ( ۴۴۰۸۱۰۴۳) اعلام کنند. در ضمن محل برگزاری اردو پارک جمشیدیه است.

نشانی فرهنگسرای فردوس : مترو صادقیه ، بعد از چهار راه مخابرات

باغچه 2ساله شد !

به نام او

درست 2سال پیش چنین روزی بود که اولین پست وبلاگ را گذاشتم . روز قبلش در جلسه ی داستانی که در دوچرخه برگزار شده بود و به جز من ، فتانه و پارمیس و فرناز به همراه آقای توزنده جانی ،حضور داشتند . در ان جلسه فتانه بود که پیشنهاد چنین وبلاگی را داد و چون در آن جمع من ازهمه آشناتر نسبت به وبلاگ سازی بودم ، این وظیفه به من محول شد . و باغچه داستان شکل گرفت . روزهای اول باغچه هنوز پانگرفته بود . اما در نمایشگاه مطبوعات بود که بچه های زیادی از وجودش باخبر شدند و عضو آن شدند . و هر روز رونق بیشتری گرفت و امیدوارم هر روز بهتر هم بشود .

تولدباغچه مبارک !

با هم بخوانیم در فضای آزاد !

سلام

از طرف فرهنگسرای فردوس برنامه ای برای هفته ی کتاب خوانی برگزار می شود که کتاب خوانی در فضای باز است  . وسیله ی ایاب و ذهاب هم از خود فرهنگسرا برای کسانی که بخواهند بیاییند هست . برنامه ی فرهنگسرا برای شنبه صبح است کسانی که می خواهند بیایند یا می توانند بیایند توی همین پست بگویند !

راستی یک چیز دیگر
هفته ی قبل که جلسه ی با هم بخوانیم را نرفتیم ، خیلی بد شده است ! اگر همین طوری پیش برود اتاق را می گیرند و برای همین از این هفته هماهنگ کنید که حداقل هر هفته ۴ ، ۵ نفرمان جلسه را برویم . چون آقای توزنده جانی می خواهند از طرف فرهنگسرا یک کتاب از داستان های ما چاپ کنند . اما اگر این طوری پیش برود ، کتاب که هیچ اتاق را هم می گیرند !

نتیجه ی انتخابات

بگویم متاسفانه یا خوشبختانه را نمی دانم . اما با رای اکثریت باز خودم مدیر شدم !
سهیلا کاویانی
اعضای شورا :
عباس منتظری شاد
نیلوفر نیک بنیاد
وحید پور افتخاری
آقای توزنده جانی هم که قول داده اند یکی از اعضای همیشگی این شورا باشند !

اما یک چیز دیگر
که خیلی هم مهم است ، مهم تر از این شورا و کار هایی که باید بکند ، اعضا هستند که باید داستان بنویسند و داستان های خوبی بنویسند . و درضمن چیز دیگری که وجود دارد . و یک گله گی بزرگ از همه تان اینکه :
من تا نیایم برای تک تک تان کامنت نگذارم که به باغچه سر بزنید نباید خودتان بیایید ؟ تا خودمان باغچه را جدی نگیریم و نخواهیم فعال باشیم هیچ اتفاقی نمی افتد ها ! از من گفتن :)

جلسه نقد و بررسی کتاب

 

سلام . سلسه جلسات « بلور قلم » هر هفته در فرهنگسرای فردوس برگزار می شود .

این هفته سه شنبه ۲۹ شهریور ساعت ۵ تا ۷ نقد کتاب « آتش به اختیار » اثر محمد رضا بایرامی با حضور خود نویسنده و دو تن از منتقدان به نام های « محمد رضا گودرزی» و « بلقیس سلیمانی» برگزار خواهد شد .

حضورتان مایه دلگرمی است :)

نشانی: صادقیه . بلوار فردوس. بعد از چهار راه مخابرات . فرهنگسرای فردوس

سلام
نزدیک به دو ماه و خرده ای از مدیریت من در باغچه ی داستان می گذرد و در این مدت سعی کردم کارهایی که فکر می کردم برای بالا بردن سطح باغچه لازم است را انجام دهم . اگر خوب یا بد بود اگر کسی از من دلخور شد همین جا ، معذرت می خواهم !
در طی این مدت با آقای توزنده جانی صحبت هایی درباره ی باغچه ی داستان کردم که همه در آخر به اینجا ختم میشد که داستان هایی که در باغچه گذاشته میشود باید آنقدر قوی باشد که ما از کسی یا کسانی بخواهیم که بیایند  و نظر بدهند و به ما کمک کنند تا با استفاده از همین امکان ساده - یعنی باغچه - سعی کنیم نویسنده های بهتری باشیم  وشناخت بهتری از داستان داشته باشیم !
من برای اینکه تنها نظر خودم در انتخاب داستان ها دخیل نباشد چند نفر را به عنوان اعضای شورا انتخاب کردم که داستان ها را برای شان می گذاشتم و اعضای شورا با توجه به معیار های خودشان داستان را تایید یا رد می کردند . (که فکر می کنم همین باعث دلخوری بعضی ها از من شد)

اما در صحبتی که با آقای توزنده جانی داشتم ، آقای توزنده گفتند : "اگر بچه ها خودشون اعضای شورا رو  انتخاب کنند  دیگه به رایی که به داستانشون داده میشه احترام می ذارن !" و قول دادند که خودشان هم یکی از اعضای ثابت این شورا باشند.
از طرف دیگر من با آقای حسن زاده صحبت کردم که به ما داستان بدهند ، در نقدش به ما کمک کنند ، و روی داستان های ما یک یادداشت چند خطی هم که شده بنویسند که قبول کردند و قولش را دادند .
و آقای توزنده هم قول دادند که از مهر به بعد که وقت آزاد بیشتری دارند  روی داستان ها نظر بدهند و یادداشت هایی درباره ی داستان نویسی در باغچه بگذارند .

برای همین اهمیت این شورا خیلی بیشتر شده است . و از طرفی هم شاید در  این مدت بعضی ها نظرشان  راجع به مدیریت من عوض شده باشد و بخواهند که مدیر هم عوض شود  . برای همین از همه ی اعضا باغچه خواهش می کنم هر کس چهار نفر را - یک نفر به عنوان مدیر و سه نفر هم برای شورا - معرفی کند تا اعضای شورا و مدیر معلوم شود .

جلسه ی بخوان و بخند !

سلام !
۱۵ شهریور نقد و بررسی داستان های طنز با حضور آقای حسن زاده و آقای توزنده جانی و ... در کتابخانه ی شهدای حصارک برگزار میشه .

آدرس : جنت آباد شمالی . بلوار سیمون بولیوار . نبش ایرانشهر شمالی . کتابخانه شهدای حصارک
تلفن : ۴۴۸۳۲۷۴۷
ساعت ۴تا۶

مسئولین برگزار کننده ی این جلسه خیلی دوست دارن کسایی که توی جلسه حضور دارند خودشون هم دستی به قلم داشته باشن و درک درستی از نوشتن . برای همین آقای توزنده جانی گفتن اگر کمی زودتر همه ی کسایی که می خوان از طرف " باغچه ی داستان " دوچرخه بیان توی صادقیه باشند وسیله ی ایاب و ذهاب رو هم براشون فراهم می کنن !
کسایی که می خوان بیان اعلام آمادگی کنن لطفا

+ جلسه ی این هفته ی " با هم بخوانیم " هم تشکیل میشه .

جلسه ی فرهنگسرا

سلام بچه ها .

همونطور که می دونید هفته ی قبل تعداد زیادی از باغچه ای ها به جلسه ی فرهنگسرای فردوس اومدن. هر کی نیومد جاش خالی ...

قرار شد برای هفت ی بعد یه داستان انتخاب شه که بخونیم.بر اساس پیشنهاد یکی از بچه ها و نظر آقای توزنده جانی قرار شد هفته ی بعد یعنی ۲۳ مرداد داستان آخر کتاب (( پرندگان می روند در پرو می میرند )) اثر رومن گاری رو بخونیم .

متن پی دی اف این کتاب رو آپلود کردیم و براتون گذاشتیم که هر کی خواست دانلود کنه و داستان آخرش رو بخونه که واسه نقد کتاب آمادگی داشته باشه...از اینجا دانلود کنید

 باغبان نوشت :موضوعی که باید برای هفته ی بعد بنویسید رو هم فراموش نکنید : " یه داستان گفت و گو محور " بچه های شهرستانی یا کسایی که به جلسه نمی تونن بیان هم در این باره داستان بنویسن تا توی باغچه بذاریم و نقد کنیم !

سلسله جلسات با هم بخوانیم

سلام به همه ی دوستان خوب و نویسنده :)

یه خبر براتون دارم . توی فرهنگسرای فردوس ( نزدیک متروی صادقیه ) هر هفته یکشنبه ها از ساعت ۱۷ تا ۱۹ ( همون ۵ تا ۷ خودمون ) سلسله جلساتی به اسم « با هم بخوانیم » برگزار میشه . مسئولش هم آقای توزنده جانی هستن . توی این جلسات داستان هایی از نویسندگان بزرگ دنیا خونده میشه و درباره ش صحبت می کنیم و نقد هایی رو هم در این زمینه می خونیم . قراره از این به بعد حاضرین در جلسه که خودشون نویسنده هستن از داستان های خودشون هم بخونن و بقیه ، داستان رو نقد کنن . کم کم تبدیل به کارگاه داستان نویسی و داستان خوانی میشه ایشاالله :)

فرهنگسرا محیط امن و تمیز و خیلی خوبی داره . و محل برگزاری جلسات هم یک سالن کنفرانس مجهز و خنکه . خلاصه اینکه من اومدم تا یواشکی شما دوستان نویسنده م رو به اینجا دعوت کنم . یه قول هایی هم دادن که انشاالله عملی میشه . قراره از داستان های حاضرین در جلسات یک مجموعه چاپ بشه . منتظر حضور همه تون هستم . بهونه ی ماه رمضون رو نیارید لطفا :)

پس یادتون نره . یکشنبه ها ساعت ۱۷ تا ۱۹ فرهنگسرای فردوس

نشانی : تهران، صادقیه ، بلوار فردوس ، چهار راه مخابرات ، فرهنگسرای فردوس

* لطفا هر کس می خواد بیاد همینجا اطلاع بده . ممنون

اعلام مدیریت جدید

 

 سهیلا کاویانی در دور دوم رای گیری وبلاگ باغچه داستان به عنوان مدیر جدید انتخاب شد. با عرض تبریک از طرف تمامی اعضا٬ امیدواریم که در کارش موفق باشد.

 

با سلام!

دوستان عزیز باغچه، فکر نمی کنم احتیاجی به مقدمه پردازی باشد، این پست برای انتخاب مدیر جدید گذاشته شده است. شاید بهتر باشد شبیه دفعه ی قبل، مرداد ۸۹ عمل کنیم. یعنی تمام کسانی که در باغچه عضو هستند می توانند انتخاب شوند. البته اگر خودشان راضی باشند!

زمانی نمی شود برای انتخابات تعیین کرد - شاید بعضی ها شبیه خود من امکان دسترسی مناسبی به اینترنت نداشته باشند یا کمی دیرتر از این موضوع خبردار شوند. هر چند که بهتر است تا حد امکان به اعضای دیگر باغچه اطلاع رسانی کنیم، شاید که فرجی بشود و دوست ها و اعضای قدیمی باغچه ی داستان، به این بهانه هم که شده برگردند.  

پس منتظر می مانیم تا چند روز آینده، تا پست بعدی و اعلام مدیریت جدید ...

جلسه باغچه

سلام به همگی.

مکان جلسه به سلامتی جور شد.انجمن نویسندگان کودک و نوجوان  خیابان سمیه،بعد از تقاطع مفتح،بن بست پروانه.

فقط باید تاریخ رو انتخاب کنیم.چون من به تنهایی نمیتونستم در این مورد تصمیم بگیرم  لطف کنید اینجا نطراتتون رو بگید.

انجمن روزهای پنج شنبه کلا تعطیله.روزهای یکشنبه،دوشنبه و چهارشنبه هم جلسات خود انجمن و کارگاههاش برگزار میشه.

میمونه شنبه و سه شنبه بعد از ظهر که جناب آقای خرامان(مسئول انجمن)اجازه دادن ما جلسه داشته باشیم.

هفته آینده هنوز بعضی از بچه های دانشجو امتحان دارن.لطف کنید بین شنبه 11/2،شنبه 11/9 و سه شنبه 11/12یه تاریخ رو انتخاب کنید(سه شنبه،پنجم اربعینه).جلسه بعد از ظهره.یه تایم 2 ساعته بین ساعت های 2 تا 7.

هر تاریخی که رای بیشتری بیاره تاریخ جلسه میشه.

لطف کنید همه تو این نظرسنجی شرکت کنید.

لبخند یادتون نره.

+از عباس منتظری شاد خیلی ممنونم.

بعد نوشت:

خب بچه ها،با اجازه همگی اگه کامنتا رو بخونید میببینید تعداد افرادی که گفتن شنبه  2 برابر اوناییه که گفتن سه شنبه،پس این شنبه که خیلی زوده،شنبه 11/9 ساعت 3/30بعداز ظهر در محل فوق الذکر جمع میشیم.

بچه ها لطفا تابع رای اکثریت باشین و همه بیاین،فکر نکنم یه روز کلاس نرفتن به کسی ضربه ای بزنه[چشمک]:دی

فقط بچه ها لطف کنید سر ساعت حاضر بشید،کسی هم نگه من نمیام و این حرفا،هرکس هم میخواد داستان بخونه داستانشو به ایمیل من(mahdyarsalan@gmail.com)بفرسته تا روز جلسه تکثیر کنم.

از تمام بچه هایی که گفتن سه شنبه معذرت میخوام،بنده تابع رای اکثریت بودم.برای خودم هم روزش فرق نمیکرد.

+نزدیک ترین ایستگاه مترو به مکان جلسه مترو طالقانی(خط شماره یک)هست.

+بچه ها لطف کنید یه جوری به مهناز محمدی و بچه های دیگه ای هم که نمیدونن اطلاع رسانی کنید.

+علی کاظمی!ورود برای همه آزاده،شما بیا من خودم هواتو دارم!:دی

+ریحانه!ورود که برای همه آزاده،برناممونم اینه که بچه ها داستان میخونن بعد همه در موردش نظر میدن،بعد جناب توزنده جانی نظر خودشون رو میدن،شاید اون وسط یه چایی هم خوردیم!:دی

+امیدوارم جلسه خوبی بشه،منتظر اخبار تکمیلی باشید،لطفا تا روز جلسه بذارید این پست تاپ پست وبلاگ باشه

++لبخند یادتون نره.

برای تولد وبلاگ باغچه ی داستان

 یک سال گذشت.

فکرش را بکنید! یک سال! حالا باغچه ی کوچک ما یک ساله شده٬ پر از گل های رنگارنگ.   

یادتان هست؟ باغچه ی داستان در یکی از روزهای اول پاییز متولد شد. اولین باغبان اش سیده زهرا جمالی بود با شش فرمان به سبک ده فرمان دوچرخه. باغچه ی داستان با متن زیبایی که آقای توزنده جانی درباره ی پیدایش قصه نوشته بودند متولد شد و بعد کم کم باغبان ها اضافه شدند.  

بقیه اش را خوتان می دانید. نباید پرحرفی کرد و از این شاخه به آن شاخه پرید. حرف های اضافه را نباید زد. باید تشکر کرد از تمام کسانی که در این یک سال بودند و نبودند. کسانی که آمدند و رفتند. کسانی که باغچه ی کوچک مان را آب دادند تا قد بکشد و بزرگ بشود. باید تشکر کرد از باغچه ی داستانی که بهانه ای شد برای نوشتن های مان.   

دیگر حرف اضافه ای نمی زنم و شاید بهتر باشد یک بار دیگر متنی را که آقای توزنده برای تولد باغچه نوشته بودند با هم بخوانیم:

 

 

براي تولد وبلاگ باغچه داستان

          بزرگترين كشف بشر.

آيا مي‌شود قصه را  از زندگي بشر گرفت؟

 آيا اصلا زندگي بدون قصه ممكن است؟

جواب يك نه‌ي بزرگ است. نه‌اي به بزگي زندگي بشر. واگر سوال شود چرا؟ بايد گفت جوابش در خود زندگي است. اصلا بشر از لحظه‌‌اي كه پا به جهان هستي گذاشت قصه زندگي‌اش هم شروع شد. درست از وقتي كه اطرافش را شناخت و فهميد كي‌است، شروع كرد به قصه گفتن. اول هم از خودش شروع كرد. بشر اوليه، انسهانهاي غار نشين، وقتي كه خسته از شكار روزانه به غار تاريك خود‌ برمي‌گشتند، وقتي كه كنار آتش مي‌نشستند و به شعله‌هاي آن خيره مي‌شوند؛ براي گذاران وقت شروع مي‌كردند به تعريف آنچه كه در روز ديده و شنيده بودند.

 اين اتفاقات و وقايع روزانه گاهي چنان خسته كننده وتكراري مي‌شدند كه رغبت شنيدن در كسي ايجاد نمي‌كرد. اين وسط كساني پيدا شدند كه فكر كردند چكار كنند چكار نكنند تا وقتي كه دارند از روزمرگي‌هايشان مي‌گويند ديگران خميازه نكشند و نگويند ول كن بابا حال داري، اين مزخرفات چي است كه مي‌گويي. براي همين فكر بكري كردند.

چطور است براي اينكه به خاطرات روزانه هيجاني بدهند وتعليقي ايجاد كند و حس و حالي داده باشند، كمي از تخيل خود مايه بگيريند با چاشني آروزها و روياهاي خودشان و ديگران.

وقتي آن انسان‌ها اوليه اينطوري شروع كردن به تعريف آنچه كه در روز ديده وشنيده بودند و ديدند كه چگونه ديگران دارند با لذت گوش مي‌دهند و شب طولاني غار تاريك را فراموش كرده‌اند؛ چنان از جا پريدند و فرياد كشيدند كه ديگران فكر كردند چي شده؟ نكند تكه‌اي از آتش پريده و افتاده به جانشان. فقط نگاه مي كردند و مي‌ديدند  هم نوعي كه تا همين الان داشت حسابي سرگرمشان مي‌كرد، دارد فرياد مي‌زند، يافتم يافتم. هرچي هم مي‌پرسيدند چي يافتي مگر از خوشحالي مي‌توانست حرف بزند. خبر هم نداشتند كه او چيزي را يافته كه بعد از ‌آتش بزرگترين كشف بشر است. يعني كشف قصه و اينطوري قصه متولد شد. 

                   تولد وبلاگ باغچه داستان مبارك !                    

 

 

                                                        جعفر توزنده‌جاني.

                                                     بيست ودوم  مهر ماه 88

دومین جلسه باغبانی

سلام عليكم!
بچه ها ي خوب باغچه،جلسه ي قبلمون اينقدرخوب بوده كه اعضاي تحريريه ي دوچرخه بسيارمشتاق شدند كه اين جلسات ادامه پيدا كنه!

ازطرف ديگه ميدونستند كه مكان براي ما يك مسئله است.براي همين آقاي يحيي پور خودشون پيشنهاددادند كه روزهاي پنج شنبه وجمعه كه همشهري تعطيله وكسي داخل ساختمون نيست ما بريم توي سالن دوچرخه وخودمون باشيم وخودمون!وداستان بخونيم و نقدكنيم.

خب پس بهتره خودتونو واسه هشتم  مهرآماده كنيد.ساعت 15 الي 17!محدوديت نفرهم نداريم.همه لطفا حاضر  باشيند...

كساني كه دفعه ي قبل داستان نخوندن دراولويتند...(كلك نزنيد خودم ميدونم كيا بايدبخونن)

منتظر حضورگرمتون هستيم!!!!

 

آدرس: خیابان شهید مطهری - تقاطع سهروردی - پلاک ۸۳-  (تابلوی همشهری معلومه)

(راستی! نزدیک ترین ایستگاه مترو به دفتر دوچرخه، ایستگاه مفتح)



اولین گل کاری

 

توجه...توجه...

چندتغییراساسی....

باسلام خدمت گل هاي اين باغچه....

روزپنج شنبه 25 شهريورماه ساعت ۱۵ الی ۱۷دربلوارکشاورز.خ۱۶آذر.ک عبدی نژاد.شماره۶.باشگاه کتاب "اگر"برگزارميشه(تلفن کتاب فروشی:۸۸۹۸۰۴۹) .روزجمع شدن مادورهمه.مگه نه؟!خب من فكركردم بايديه سري مسائل واينجاتذكربدم تاشما گل هاي نازنين اين باغچه اونجا كه اومدين راحت ترباشين...با اجازه ي مديريت محترم باغچه!

1-لطفاهمه ي حاضرين داستان كوتاه درحديك صفحه يادوصفحه همراه خودشون داشته باشندكه اونجابهم نگاه نكنيم وتعارف بزنيم آخرشم بفهميم كسي ...خب بريم بعدي!

2-عرضم به حضورتون لطفاتووباي خودتونم اطلاعيه بدين تابچه هايي كه بي حوصلگي ميكنن وبه اينجا سرنميزنن لااقل ازاون طريق خبردارشن.

3-بچه هاي تهراني عزيز...پاتونوقلم ميكنم..يعني لطف كنيدهمتون سرجلسه حاضرباشين.نميدونم يكي بگه اون يكي نميادمن نميام...يااون يكي مياد من نميام...يا چون من نميام اون يكي هم نمياد...يا چون...ويا...

كلن يادمون باشه اونجا واسه اينه كه ماتوي اين همه مشغله هايي كه دورمونوگرفته يه دوساعتي واسه خودمون كلاس بذاريم كه فلاني منم مينويسم.پس لطفاجرياناي فرعي رووارداين جلسات نكنيد،خواهشا...

4-ازآوردن اطفال ،حتي دختر/پسرخواهريابرادر ياحتي دختر/پسرخودتون جداخودداري كنيد.

5-آقايون حتما ،حتما يه زيراندازبراي خودشون بيارن.چون اگه اونجاجايي هم برانشستن باشه واسه ماخانوماست.اعتراضي كه نيست؟(لطفا همهمه نكنيدوسكوت جلسه روبهم نزنيد)

4-اونجاداستان خوندن نوبتيه.يعني يه دختر،يه پسر.يه دختر،يه پسر.الي آخر...

5-همگي سرساعت پنج اونجاباشن.هركسم ديركرد مثل يه بچه ي خوب ميره يه گوشه مي ايستد تامبصركلاس(كه بعداانتخاب ميشه)بهش رسيدگي كنه.متخلف به مديروب گزارش ميشه تا مديريت محترم(حال ميكني رويا؟!)خودش تصميم بگيره.

6-اول دستاتونوميبرين بالا،ميگن:اجازه.وبعدشروع ميكنيم.يه دفعه دادوهوارنكنيم كه:من،من،من ....من بخونوووووونم!/عاليه/من بهت افتخارميكنم/ميشه امضابدي/الي آخر...

7-جلسه روطوري برگزاركنيم كه آقاي توزنده جاني اميدواربشه ومادقيقا 25 مهرماه يكي ديگه توهمون محل برگزاركنيم.باشه گلاي اين باغچه؟

8-بچه هاي شهرستان اگرفكرميكنيدميتونيدبيايد تهران حتما اينكاروبكنيد.اما اگرم نشداصلا ناراحت نباشين گزارشاروازهمين جا ميخونيد.الهي مادرقربونتون بره...

۹-لطفا تا خودپنج شنبه بالاي اين پست چيزي نذارين تا همه مشاهده كنند.

10-هرگونه اطلاع جديدي ازهمين جا به سمع شما عزيزان ميرسد...

 

                                        

سلام به دوستان خوب باغچه.
ببخشيدكه دارم دوتا پست پشت هم ميذارم اما ميخواستم بااجازه ي مديرباغچه يه مطلبي رو بگم.البته چون فقط شماره ي زهراروداشتم باهاش مشورت كردم.راستش من يه صحبتي باآقاي توزنده جاني داشتم.ازشون پرسيدم چرا به اينجا سرنميزنن.گفتن چون بچه ها كاروجدي نميگيرن.فك كنم آقاي توزنده جاني با شوخي هاي گاه بي گاه ما موافق نيستن.ولي بيشتركه باهاشون حرف زدم پيشنهاددادم كه دورهم جمع شيم .ايشون قبول كردن كه بيرون ازدوچرخه يه جاروپاتوق بچه هاي باغچه كنيم وبريم براي چندساعتي توي عالم نويسندگي غوطه ورشيم.اين پيشنهادراخواستن باشمام درميون بذارم.نميدونم چه حدبااين قضيه موافقين كه ماهي يك بارمثلا توپارك نياوران،جمشيديه،ملت،...قرابذاريم وداستان بخونيم.آقاي توزنده جاني  هم قول دادن بيان مام داستاناروميخونيم نقدميكنيم وبعدتووب ميذاريم.اما اينم درحديه پيشنهاده اگه شما نميتونين يا كاردارين ميتونين تو همين پست بگين.
براي ماه رمضونم ميتونيم يه جلسه مقدماتي بذاريم.

حالا باشماهست که نظرتون روبگین....